آقا تو رو خدا!
حواستون به کوچولوها و افرادی که نیاز به توجه دارن باشه.
جدیدا یه بازی ای همه گیر شده به نام "نهنگ آبی"!
آخر این بازی، اون ته ته ش مرگه!
بیشتر دقت کنین
برچسب: اطلاعیه, نویسنده: آرتین کوشکی تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 5:06
چهارشنبه عروسیِ پسر داییمه. نه! داداشیم، که تنها شش ساعت از من کوچکتره : )
دوست نداشتم واسه مجلسش لباس بخرم ولی با اصرارای بقیه کوتاه اومدم و یه پیرهن خریدم.
قشنگه ^_^ ساده اما شیک : )
به دلایل منکراتی عکسشو نمیذارم :دی
امروز با مامان خانم و خواهرمو یسنا خانوم رفتیم بازار و یه کفشم واسه لباسم خریدم.
این دسته گل کوچولویی رو که میبینید، تو عروسی یکی از اقوام آقا دامادمون به دختران مجرد میدادن ^_
در ادامه ی این پست
باید خدمتتون عرض کنم که امروز به حول و قوه الهی و قطع نشدن سیستما کارمون راه افتاد و با خیال راحت لنگ رو لنگ انداختم و کیف دنیا رو میبرم که دیگه کارم به اون اداره ی کوفتی گیر نمی کنه و از این بابت خوشحالم -_- (البته فعلا :/)
امروز صبح برای اولین بار تو عمر بیست و چند ساله م متوجه شدم چه شهر تمیزی دارم و چه شهردار کاربلدی رو واسه شهرم انتخاب کردن! ^_^ (هر بار کله صبح بیرون رفتم
(03:10) تازه بیدار شدم و تو گیج و منگی خواب و بیداری متوجه شدم که با انگشت لاک زده، نماز مغرب و عشا رو خوندم.
نمیدونم چرا انقدر حواس پرت شدم و انقدر تو خوندن نماز کاهلی می کنم.
امام صادق (ع): لایَنالُ شَفَاعَتُنا مَنِ استَخَفَّ بِالصَّلاة
هر کس نماز را سبک بشمارد، به شفاعت ما دست نخواهد یافت.
برچسب: لعنتی, نویسنده: آرتین کوشکی تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 5:06
آرامش بدون وصف الانم و لبخند روی لبم بدون شک به خاطر انگشتر دُرّی ه که به دست کردم. ( سنگ یا نگینِ دُرّ نجف! )
بعد از انتشار پست قبلی حالم خیلی بد بود. به اتاقم پناه بردم و وسایلامو مرتب می کردم که انگشترو دیدم.
ازخواص نگین درّ چیزه زیادی نمی دونستم اما با کمی نت گردی متوجه شدم یکی از خواصش آرامشه ^_^
خدایا شکرت.
این عکسو ببینید؟
شبی که گذشت عروسی پسردایی م بود و با سلام و صلوات زوج خوشبخت رو راهی خونه بخت کردیم و برگشتیم : )
برام خیلی خیلی عجیب بود که با اینکه هر دو خانواده از خانواده های سرشناس مشهدن، انقدر بریز و بپاش کردن و مجلس عروسی رو تو بهترین و گرون ترین تالار شهر برگزار کردن. (البته الان که میبینم اونقدرام عجیب نبود!)
انقدر که توصیه شده عروسی ها رو آسون و سبک بگیرین فکر می کردم این دو خانواده
برچسب: درمان, نویسنده: آرتین کوشکی تاريخ: چهارشنبه 15 شهريور 1396 ساعت: 8:54
برچسب: دلتنگی, نویسنده: آرتین کوشکی تاريخ: چهارشنبه 15 شهريور 1396 ساعت: 8:54
به توکل نام اعظمت
+طبقه ی دوم شبستان حرم حضرت معصومه (س)
+ضریح حرم حضرت معصومه (س)
+اینجا رو برای اولین بار می دیدم.
سالن مطالعه ی آزاد... با فاصله ی کمی از شبستان حرم حضرت معصومه (س)
+کوچولوی شیطونی که هر کاری کردم (شما بخونید دلقک بازی و اینا :دی)
تا به لنز دوربین نگاه کنه، اما نگاه نکرد :|
+ضریح حرم شاه عبد العظیم حسنی
+ *_*
مسجد جمکران
+واضحه دیگه! نه؟*
±با تمام خوشی ها و ناخوشی هاش
بی شمارند آنهایی که نامشان آدم است ادعایشان آدمیت!
کلامشان انسانیت، رفتارشان صمیمیت!
حال...
من دنبال یکی می گردم که
نه آدم باشد،
نه انسان!
نه دوست و رفیق صمیمی
تنها صاف باشد و صادق
هیچ نگوید فقط همان باشد که سایه اش می گوید صاف و یکرنگ.
+خوبه نه؟
+دیشب وقتی داشتم تو گوگل پلاس پرسه میزدم اینو دیدم.
عجیب به دلم نشست.
برچسب: آرزوست, نویسنده: آرتین کوشکی تاريخ: چهارشنبه 15 شهريور 1396 ساعت: 8:54